تبليغاتX
سیمرغ
از جنس حرفهای شما
الف - خیلی وقته که خیلی حرفا توی کنج دلم جمع شده اما نمی تونم بگم بجز با خدا . البته که خدا بهتر از هر کسی درد دل بنده هاشو می دونه و می شنوه  اما یه وقتایی دلت می خواد برای یکی درد دل کنی اما هر چی که می گردی دلی که بتونه محرم باشه پیدا نمی کنی . باورش سخته اما کاریش نمی شه کرد . مجبوری برریزی تو خودتو دم نزنی .

ب - دلم برای دوران کودکی هام تنگ شده از همون کودکی هایی که "وحدت عماد " خیلی خوب توصیفشون می کنه ( سری به وبلاگش بزنین . توی پیوندهام گذاشتمش  ) چه کار کنم . دلم هوای اون وقتا رو کرده . نمی دونم شاید کودک درونم هنوز بزرگ نشده . شایدم بخاطر صفایی باشه که اون دوران داره . بخاطر پاکی و صداقت دوران کودکی . به هر حال هر چی که هست دلم شدیدا تنگه اون دوران شده . شاید به همین خاطر باشه که هر وقت یه بچه ی کوچیک می بینم کلی خوشحال می شم ...

ج - ... و سرانجام یکی دیگه از شعرهای کتاب " تاول های هجران " رو تقدیم می کنم به همه ی شما دوستان خوبم . 

 

سبک باران تر از اشک نگاهم دیده بودی ؟

و یا سوزان تر از پرواز آهم دیده بودی ؟

سفر رفتی به گرداگرد عالم ماه دیدی

 تو ماهی ٬ قرص ماهی ٬ مثل ما هم دیده بودی ؟

تو با ناگفته های بی کسان یاری و همراه

کسی را منتظر در چشم ِ راهم دیده بودی؟

یه بازاری که احساسش تماما اصل و ناب است

نگاه بی خریدار مرا هم دیده بودی ؟

سفر پایان رسید و قصه ی ما را نخواندی

چو من مجموع خوبی ها فراهم دیده بودی ؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 15:42  توسط مهدی عسکری فرسنگی  | 

... ۴ سال پیش بود . صبح بود و من هنوز خوابیده بودم . مامان اومد و با اضطراب زیادی منو بیدار کرد و گفت  : " مهدی پاشو زود باش . بم زلزله اومده ...پاشو ..."

اصلا باورم نمی شد . اصلا . وقتی تلویزیونو روشن کردم باورم نمی شد دیگه بم وجود نداره  . ارگ باشکوهش و تمام خوبیهاش به زیر خاک رفته بودن . فاجعه بود و حتی از فاجعه هم بدتر ...

۴ سال از اون دوران می گذره اما قول و قرار مسوولین برای ساختن بم خیلی کند پیش رفت . ضمن اینکه ارگ هم از نو ساخته نشد . وقتی سالگرد بم  رفتم و از نزدیک اونجا رو دیدم چیز زیادی حالیم نشد . ارگ هم اصلا اثری از ساخت و ساز به خودش ندیده بود . شهر ظاهرا زنده بود . با خیلی ها که گفتگو کردم از هیچی راضی نبودن . خیلی از کودکان از فراق مادر و پدر و عزیزانشون افسردگی گرفته بودن  . نه دولت قبلی و نه دولت فعلی کار اساسی برای بازسازی ارگ بم انجام ندادن ...

بگذریم ...بگذریم .

چهارمین سالگرد زلزله ی بم به همه ی شما تسلیت

چهارمین سالگرد خداحافظی مرحوم ایرج بسطامی به همه ی شما تسلیت .

 

"صبحی دگر می آید ای شب زنده داران "

از آیه های وصل گل در چشم یاران

با پرتو خورشید راهی می شود باز

ابر سیاه از حال پر اندوه باران

در صبر ما طی می شود دستان خالی

رخشنده خواهد شد امید کشت کاران

نَقل زبان خواهد شد از نسلی به نسلی

این خاطرات پر بهای روزگاران

قصد زمستان رفتنی بی بازگشت است

وا می شود در خانه ها پای بهاران

طرح غمت بسیار در دل ماندگار است

خون می چکید از چشم دلهای رقیبان

سر رشته خواهد شد به شعری عاشقانه

شرح غمت در دست قهار ادیبان

شهر قشنگم آرزو کن باز امشب

فصل الخطاب است آرزوهای غریبان

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 18:48  توسط مهدی عسکری فرسنگی  |