... بعد از ۴۹ روز نبودن اومدم با یک عالمه حرف و حدیثی که مونده کنج دلم تا کی و چه موقع بیان بشه ... خدا می دونه.
توی روزهای نبودنم به این نکته رسیدم که حتی دوستان اینترنتی هم می تونن خوب و بامعرفت باشن.اونقدر که شما عزیزان توی این مدت از من خواستین آپ کنم واقعا خوشحالم که ناراحتی ها و مشکلات این چند وقت برام راحت تر طی می شد.
راستش یکی دو هفته ی قبل می خواستم آپ کنم اما دم دمای آپ کردن عمه جان هم عمرشو داد به شما.البته تعلماتی دست داده بود که می خواستم کلا دیگه آپ نکنم اما شاید با برگشتنم دوباره خدا و دعای خیر شما منو آروم کنه .
یا حق... مخلص همه ی شما
برای او که وجودم برای اوست ...
دلم به میکده تکفیر شد کسی نمی داند
میان واقعه تفسیر شد کسی نمی داند
قرار بود یکی شود یکی یکی نشود
به تیر عشق تو تکثیر شد کسی نمی داند
کسی که ذوب گشته بود در نماز چشمانت
به پیش چشم تو تقصیر شد کسی نمی داند
ز بس که تو را خواند محکم و بلند و رسا
ندای واحد تکبیر شد کسی نمی داند
تو شمس زمانی که قطره ی وجود مرا
شتاب کردی و تبخیر شد کسی نمی داند.